السيد محمد حسين الطهراني
45
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
قول به عدم احتياج به علوم عقليّه ، همانند قول عمر : « حَسْبُنا كتابُ الله » است أمّا گفتار كسانى كه ميگويند : ما به علوم عقليّه و حكمت نياز نداريم ، زيرا آنچه از علوم عقليّه كه در أخبار ائمّه عليهم السّلام وارد شده است كه ما از اخبار استفاده ميكنيم ! و آنچه وارد نشده است ما به آن نيازى نداريم ؛ عيناً مانند گفتار عُمر است كه به عمرو عاص ، حاكم از جانب خود در مصر نوشت : وَ أمّا الْكُتُبُ الَّتى ذَكَرْتَها فَإنْ كانَ فيها ما وافَقَ كِتابَ اللَهِ ، فَفى كِتابِ اللَهِ عَنْهُ غِنًى ؛ وَ إنْ كانَ فيها ما يُخالِفُ كِتابَ اللَهِ ، فَلا حاجَةَ إلَيْهِ ، فَتَقَدَّمْ بِإعْدامِها ! « و امّا كتابهائى را كه نام بردى ، پس اگر در ميان آنها چيزى هست كه با كتاب خدا موافق باشد ، بنابراين بواسطه داشتن كتاب خدا از آنها مستغنى هستيم ؛ و اگر در ميان آنها چيزى هست كه با كتاب خدا مخالف باشد پس نيازى به آن نيست ؛ بنابراين در نابود كردن آنها اقدام كن » ! فَشَرَعَ عَمْرُو بْنُ عاصٍ فى تَفْريقِها عَلَى حَمّاماتِ الإسْكَنْدَرِيَّةِ وَ إحْراقِها فى مَواقِدِها . « 1 » و « 2 » « بنابر اين دستور ، عمرو بن عاص ، آن كتابها را در حمّامهاى اسكندريّه پخش كرد ، و همه را در تونهاى آنها آتش زد
--> ( 1 ) « الغدير » ج 6 ، ص 298 و ص 003 ( 2 ) مرحوم آية الله حاج شيخ مرتضى مطهّرى ، كتابى دارد به نام « كتابسوزى ايران و مصر » و در آنجا از شواهدى عديده اثبات مىكند كه : كتابسوزى ايران و مصر شايعهاى است كه امروزه اروپائيان براى جلوه دادن مخالفت اسلام با علم و فرهنگ انتشار دادهاند .